الفيض الكاشاني
67
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
مال نه شرّ محض است و نه خير محض ، بلكه وسيله براى هر دو است و هر چيزى كه چنين صفتى داشته باشد ناگزير يك بار ستوده و ديگر بار نكوهيده است . ولى انسان بينا و صاحب تشخيص درمىيابد كه مال ستوده غير از مال نكوهيده است و شرح آن توجه به مطالبى است كه در كتاب شكر نقل كرديم و كارهاى خير را شرح داديم و درجات نعمتها را مفصل بيان كرديم . اما اندازهاى كه بايد به آن قناعت شود ، اين است كه هدف افراد زيرك و صاحبان بصيرت خوشبختى آخرت است ، كه همان نعمتهاى هميشگى و حكومت پايدار است و خوى اشخاص بزرگوار و زيركان رسيدن به اين نوع زندگى است ، زيرا به رسول خدا ( ص ) عرض شد : بزرگوارترين و باهوشترين مردم كيست ؟ فرمود : « آن كه بيش از همه به ياد مرگ باشد و بيش از همه براى مرگ آماده شود » ؛ « 24 » و در دنيا جز با سه وسيله نمىتوان به اين سعادتها رسيد كه عبارتند از : 1 - فضايل نفسانى مانند علم و خوشخويى ، 2 - فضايل بدنى مانند تندرستى و سلامتى ، 3 - فضايل خارج از بدن مانند مال و ديگر عوامل و درجات آنها به ترتيب ، عوامل نفسانى ، آنگاه عوامل بدنى و سپس عوامل خارجى است و پستترين آنها عوامل خارجى است ، و مال از جمله عوامل خارج از بدن است و پستترين آنها طلا و نقره است ، چرا كه آن دو در خدمت انسانند و انسان در خدمت آنها نيست و مقصود ذاتى نيستند ، بلكه مقصود براى رسيدن به امور ديگرند ، چرا كه جوهر ارزندهاى كه سعادت آن مطلوب است جوهر نفس است كه در خدمت علم و معرفت و كرامتهاى اخلاقى است تا اين فضايل صفت ذاتى نفس شود ، ولى بدن به وسيلهء حواس و اعضاء در خدمت نفس است ، و خوراك و پوشاك در خدمت بدن است . پيش از اين گفته شد كه مقصود از خوراك بقاى بدن و مقصود از ازدواجها بقاى نسل است و مقصود از بدن كامل شدن و تزكيه نفس و آراسته شدن آن به علم و اخلاق
--> ( 24 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا در باب مرگ به سندى نيكو روايت كرده چنان كه در المغنى آمده است .